فریاد زمین
ما را که به جز توبه شکستن هنری نیست.
پیشینهٔ تاریخی خارج از جعبه خود فكر كنيد براي انجام كارهاي ساده بايد خيلي زرنگ بود امروز روز خانمهاست........ ميخوام براتون راههاي ساده اي براي شاد كردن شوهرتان ياد بدم 1.براي اينكه در شوهرتان حس بزرگي ايجاد كنيد كار زيادي لازم نيست انجام بدهيد ... فقط يك لبخند . بوسه . چشمك.....{البته لازم نيست ترتيبش حفظ بشه} در اين صورت شوهرتان احساس ميكند دو متر قد دارد.امتحان كنيد.لازم نيست هر روز اين كار را تكرار كنيد...شايد هفته اي يه بار هم كافي باشد..... شوهر شما ذاتا خيلي ساده است . موجودي با پوست سخت اما درون نرم . يه نارگيل .... تنها گفتن بله بله به او كار را درست ميكند . بعد از اينكه بله را گفتيد همان كاري را بكنيد كه از اول مي خواستيد انجام دهيد كمي خلاقيت هم لازم است......... تنها زماني كه زن توانائي ايجاد تغيير در مرد را دارد زمان بچگي مرد است . بنابراين هرگز تلاش نكنيد شوهرتان را تغيير دهيد. اگر با وجود اين حرف باز علاقمند هستيد ميتوانيد تعدادي از عادتهايش را كه دوست نداريد در طول چندين سال عوض كنيد ... حواستان باشد سر شوهرتان غر نزنيد.......مگر اينكه بخواهيد او احساس كوچكي . بي ارزشي . ترس و حماقت بكند. و اخرين حرف امروز.... فقط خودتان ميتوانيد خودتان را خشنود كنيد ..خانمها استاد در شروع کلاس درس لیوانی پر ازآب به دست گرفت.آن را بالا برد تا همه ببینند.بعد پرسید:"به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟" دانش آموزان جواب داداند:"۵۰گرم.۱۰۰گرم.۱۵۰گرم....." -:"من هم بدون وزن کردن نمیدانم ان لیوان دقیقا چقدر وزن دارد.اما این سوال من است که اگر من لیوان را چند دقیقه همین طوری نگه دارم چه اتفاقی میافته؟" -:" هیچ!" -:"خب.اگر یک ساعت نگه دارم چه میشود؟" یکی گفت:"دستتان کم کم درد میگیرد." استاد گفت:"حق با توست.حالا اگر یک روز تمام نگه دارم چه میشود؟" دیگری گفت:"دستتان بی حس میشود.عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج میشوند و مطمئننا کارتان به بیمارستان خواهد کشید." همه از این حرف خندیدند.استاد گفت:"بسیار خب!آیا در این مدت کوتاه وزن این لیوان تغییر کرده است؟" -:"نه" -پس چه چیز باعث درد و فشار در عضلات دست من میشود و من چه باید بکنم؟دانش آموزان گیج شدند. یکی از آنها گفت:"لیوان را زمین بگذارید." استاد گفت:"دقیقا مشکلات زندگی هم مشل همین لیوان هستند.اگر آنها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید اشکالی ندارد اما اگر طولانیتری به آنها فکر کنید به درد خواهند آمد و اگر بیشتر از آن نگهشان دارید فلجتان میکند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود." "دوست من یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری! زندگی همین است!" -

نوشتار اصلی را بخوانید: سپندارمذگان 
ولی نا سازه شوق وصل کویت.
دلی دارم در آتش خانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
من آن آواره بشکسته حالم
منم آن مرغ سرگردان و تنها
زهر سر بر سر سجاده کردم
زحسرت ساغر چشمان ای دوست
دلا تا کی اسیر یاد یاری؟
بگو تا کی زشوق روی لیلی
پریشانم، پریشان روزگارم
کنون عمریست با امید وصلت
زهجرت روز و شب فریاد دارم
درون کوهسار سینه خود
چرا ای نازنینم بی وفایی؟
چرا آشفته کردی روزگارم



