تبليغاتX
فریاد زمین

فریاد زمین

ما را که به جز توبه شکستن هنری نیست.

به یاد پرویز شاپور

  • وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد،ماهی ها صلوات فرستادند.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم،قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
  • به عقیده گیوتین،سر آدم زیادی است.
  • به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.
  • قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی.
  • قطره ی باران، اقیانوس کوچکی است.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
  • برای اینکه پشه ها کاملا نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون می گزارم.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده ی محبوس است.
  • روي همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
  • غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند!
  • نوشته شده در 87/08/27ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط papillon| |

     hey felani zebdegi shayad hamin

    bashad

    نوشته شده در 87/08/13ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط papillon| |

    vahshat az eshgh ke na...tarse ma

    faselahast ....vahshat az ghose ke

    na ....tarse ma khatere hast...gele az

     daste kasi nist... moghaser dele

     divooneye mast

     

    نوشته شده در 87/08/13ساعت 6:17 بعد از ظهر توسط papillon| |

    چقدر چهره ات دوست داشتی بود هنگامی که از عدالت و برابری نطق میکردی

    از همین امروز برای دوره بعدی ات رای جمع میکنم

    نوشته شده در 87/08/12ساعت 8:45 بعد از ظهر توسط papillon| |
    می خوام مثل پاپیون داد بزنم

    من هنوز زنده ام حرومزاده ها.........

    بعضی مواقع که به سپری شدن عمرم نگاه میکنم یاد فیلم پاپیون میفتم که تو یه قسمت فیلم استیو مک کویین در یه دادگاه صحرایی خیالی قاضی بهش میگه مورد اتهام رو که میدونی و استیو میگه (من بی گناهم اون واسطه رو من نکشتم نتونستی مدرک گیر بیاری واسم پاپوش درست کردی) این کاملا درست ولی اتهام تو یه چیز دیگه اس( پس چیه اتهام چیه؟) اتهام تو برزگترین جرمی که انسانی میتونه مرتکب اون بشه تو زندگیتو تباه کردی بنابراین باید مجازات بشی (گناهکار)(گناهکار) مجارات چنین جرمی مرگه.

    حالا این قضیه واسه منم مصداق داره منم از زمانی که یادم میاد داشتم عمرمو تلف میکردم مثل همین حالا هیچوقت نگران آینده نبودم هرچند که نتیجه سبک سریامو حالا میبینم ولی بازم ککم نمی گزه ولی میدونم که بلاخره منم از این زندان فرار میکنم مثل سکانس آخر فیلم پاپیون که استیو با ساخت کیسه ایی که محتوی نارگیل بود آخرین حرکتشم کرد واز اون جزیره لعنتی فرار کرد و من هنوز زنده ام حروم زاده ها.........

    نوشته شده در 87/08/10ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط papillon| |
    کافه کافکا تعطیل شد (فیلتر شد)

    کافه چی دیگه بوی خوش قهوه ات وقتی از کنار کافه رد میشم به مشامم نمیرسه نکنه از طرف بهداشت بهت گیر دادن لابد یا شاید بخاطر اینه که زیادی کافه ات شلوغ میشد

     آقا مهدی من واقعا متاسفم ......

    نثر روان و گفته های پر زرق و برقت منو تحریک میکرد که به کافه ات بیام 

    نوشته شده در 87/08/10ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط papillon| |
    اون پرنده تو بودی
    پیرهن ابرو درید
    رفت و گم شد تو غرور
    رفت و از همه برید
    اون که روی عاشقی
    طرح دلتنگی کشید
    جفت پر شکستشو
    توی تنهایی ندید

    من،اون پرنده ام، گنگ و خسته
    هر پر پاکم روی یه سنگه
    هریه پری که رخت تو بود
    حالا واسه خاک رختی قشنگه

    توی واپسین نفستو یادمی هم پرواز
    باز تو میتونی فقط باشی برام نفس ساز
    بیا هم هوای من، برای من صمیمی
    منو از اینجاببر، تو ای جفت قدیمی

    من،اون پرنده ام، گنگ و خسته
    هر پر پاکم روی یه سنگه
    هریه پری که رخت تو بود
    حالا واسه خاک رختی قشنگه

    من هنوز تشنهء نورم، تشنهء دشت خورشید
    زود بیا که باد غربت، همهء پرامو چید
    بیا هم هوای من، فقط تویی صمیمی
    نوشته شده در 87/08/10ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط papillon| |
    این ژست قبلی واسم خیلی با ارزش بود چون یه عزیزی نظر داده که ولش کن..... بدبختا شما که نمیدونید کیه
    نوشته شده در 87/08/08ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط papillon| |
    قابل توجه خانوم ط.ص فرزند محمدرضا لطفا نظراتتون رو به صورت خصوصی بدین اصلا میخوای نظر بدی یا نه؟؟
    نوشته شده در 87/08/04ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط papillon| |
    در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد
    و میتراشد
    .
    اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
    دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند
    و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
    سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر
    هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط
    شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس
    که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد
    میافزاید.(بوف کور)

    منم لذت این خواب و این فراموشی مقطعی را چشیدم ولی شب شراب نیرزد به بامداد خمار همیشه احساس میکنم در ظرف زمان و مکان جایی برای من نیست با این وجود این احساس کرختی و سستی از وقتی که یادم هست همراهم بوده و مرا ترک نمیکند تمام اطرافم پر شده از دیوارهای نومیدی, یاس, مادیات, شکست , اشکال من اینه که هنوز زندگی رو در دوره انقلاب صنعتی تا ده 1970میبینم با اینکه اینقدراز وسایل دیجیتال متنفرم ولی زندگیم در لحظه به اینها بسته میباشد کاش میشد گریخت کاش زندگیم مثل فیلم کازابلانکا بود کاش یه کافه داشتم

    نوشته شده در 87/08/04ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط papillon| |

    نوشته شده در 87/08/04ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط papillon|

    کــــــــافه

    salam dige tahvilam nemigiri chera

    !?!

    bashe midonam jaleb bahet harf nazadam

    jaleb! baba gand zadi range abi mano ghahve kardi

    bashe mazerat mikham bebakhshid vali 2 dige bayad mano shenakhte bashi

    khob hala che migi?

    injori ke nemishe u hanoz az man delkhori

    naaaa bego

    hamash 2 fekre ye kafe"am mikham ye kafe bezanam

    mikham 2 va khodamo shadtar bebinam

    mikham vaghti 2ta ashegh mian 2 kafe ma az halle eshgheshon lezat bebarim

    vaghan mikhamet dari mano dark mikoni

    mage ta hala injori nabode

    chera vali hala bishtar bahat hal mikonam

    khob hala ky mikhay shoro koni

    ey baba zed hal nazan dige u ke sharayete mano midoni

    vasfol eysh bod

    na behet ghol midam u ham bayad poshtam bashi

    khob esmesho che mizari

    kafe california

    na bezar bishtar fekr konim va badesh ....

    khoshhalam ke khoshhali

    manam

    نوشته شده در 87/08/03ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط papillon| |
    آی عشق آی عشق چهره ی آبی ات پیدا نیست............

    نوشته شده در 87/08/03ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط papillon| |

    Sweet summer sweat
    Some dance to remember
    Some dance to forget
    So I called up the Captain
    Please bring me my wine
    He said

    We haven't had that spirit here since 1381

    نوشته شده در 87/08/03ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط papillon| |

    محبت ذره ذره در دل جای  باز میکند.
    عشق مثل شراب است
    باید بگذاری سالها بماند   تا آرام آرام    جا بیفتد
    وطعم خود را پیدا کند
    تا سکرآور شود
    وگرنه
         تب تند
               زود عرق میکند!
    نوشته شده در 87/08/03ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط papillon| |

    1.

    ta diroz hamash be in fekr mikardam ke age dobare bebinamesh che vase goftan daram vali dirooz hame che fargh kard alanam dige on tazegio dar on va khodam ehsas nemikonam

    khob khodet nemikhay dige age na 2 ke dirooz on the fly bodi behesh migofti

    na man pirtar az in harfam age cheze bod hamash bekhater 2 bode

    man vaghti ba 2 harf mizanam nemikham madiato vared jave arefanat konam tarjih midam ba ye pakat sigar biam be majleset vali age manam ye zare vazam khob bod mitonestam javon basham

    na baba pol va madiat javoni nemiare

    nemiare?

    na

    az 2 entezar nadashtam khili biensafi hala pas khob gosh kon va dige shoar nade

    age dari vase khodet hal mikoni hamash bekhater ine ke 2 to vojode man khone dari badesh har amali ke bekhay be man talghin mikoni va manam migam faramnbordaram ta hala sarma keshidi

    ta hala tanhae keshidi ta hala shode az hame che bebori na dige nashode chon hamsh man bodam ke behet hal midadam age

    hala ham nemikham menat saret bezaram chon man bedone 2 hicham vali ehsas mikonam yezare bayad manam dar nazar begiri

    نوشته شده در 87/08/02ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط papillon| |

    salam be hamegi

    man bazam mikham benevisam

    harchand inrooza ziad az lahaze rohy vazeyatam khob nist

    vali bazam minevisam

    do you remember

    dont forget

    come on come on

    نوشته شده در 87/08/01ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط papillon| |