فریاد زمین
ما را که به جز توبه شکستن هنری نیست.
اين چه شوري است كه در دور قمر ميبينم
همه آفاق پر از فتنه و شر ميبينم
هر كسي روز بهين ميطلبد از ايام
علت آنست كه هر روز بَـتــَـر ميبينم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر ميبينم
اسب تازي شده مجروح به زير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر ميبينم
اين چه شوري است كه در دور قمر ميبينم
همه آفاق پر از فتنه و شر ميبينم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بدخواه پدر ميبينم
هيچ رحمي نه برادر به برادر دارد
هيچ شفقت نه پدر را به پسر ميبينم
پند حافظ بشنو خواجه برو نيكي كن
كه من اين پند به از گنج و گهر ميبينم
نوشته شده در 88/01/28ساعت
11:25 بعد از ظهر توسط papillon| |

